ابو الحسن قزوينى
70
فوايد الصفويه ( فارسى )
آستان گردون شأن و استدعاى اينكه از وارثان حكومت اورگنج كه راتبه خوار خوان احسان دولت ابد نشانند ، ارسال فرمايند ، كه ملك خوارزم را از ابو الغازى خان مسترد نمايند . چون ابو الغازى خان از عبوديت كيشان خاص بودند ، حضرت صاحبقرانى قبول اين معنى نفرمودند و از جمله امور غريبه كه درين سال روى نمود ، انهدام كليساى لورى « 83 » و پلنگ است كه بناى آن سنگهاى عريض طويل بود ، و به زلزله خراب گرديد و در « خلد برين » زينت نگارش يافته كه سنگى از آن مسافت نيم فرسنگ راه بر زمين افتاده ، با خاك يكسان شده بود . چنين بوضوح پيوست كه نزديك به زوال ، ابرى ( 104 چ ) تيره و تار بر اطراف و جوانب آن گنبد كليسه محيط گشته ، آوازهايى مهيب و فريادهايى عجيب كه گوش را تاب شنيدن آن نبود ، از آن ابر تيره و تار مسموع مىشد و بعد از ظلمت سحاب ، قضاياى زلزله بر خلق آن ديار روشن مىگردد و طرفهتر ازين واقعه خانهها و بناها و منازل مسلمانان كه به آن كليسه قرب جوار داشته ، تمامى آنها را ، خانه خداى حقيقت دين مبين از آفت زلزله نگاه داشت . ذلك تقدير العزيز العليم . ديگر سال زلزلهء عظيم در قزوين به وقوع رسيد كه خلق فراوان به جهان جاودان پيوستند . سال فرخ فال تخاقوىئيل هزار و شصت و هفت هجرى آمدن ايلچى خواند كار روم به جهت امداد ندادن تحسين پاشاى حاكم بصره ، و بعد از اعزاز و احترام تمام روانهء ديار خود گرديد . درين سال خير مآل آمدن ايلچى وان ، حسين والى قلماق به درگاه گردون بارگاه است . ديگر آمدن انسان كلدى نام اوزبك ايلچى عبد العزيز خان به درگاه جهان پناه و حبس كردن ايلچى ابو الغازى خان [ است ] . چون ابو الغازى خان به كرات به تاخت ولايت عبد العزيز خان پرداخته ، دو مرتبه در ميانه جنگ سلطانى روى نموده ، و رايت فتح و نصرت افراخته بود و به اين سبب ايلچى او را حبس كرده بود . چون اين خبر به خديو هفت كشور ( 105 ر )
--> ( 83 ) - برلين : كليساى الكاء لورى